تبلیغات
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود! - من و انکار شراب این چه حکایت باشد 2 ....
 
درباره وبلاگ


کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش....
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...
تا نگردی "آشنا" زین پرده رازی نشنوی...
گوش نامحرم نباشد...

آنان که بحر را به نظر در سبو کنند
آیا شود سبوی مرا زیر و رو کنند
فریاد انت ربی الاعلی کنم بلند
در حشر اگر مرا به علی روبرو کنند

باید فحش بزارم برا اونایی که میان میخونن و نظر نمیدن...ولی این کار رو نمیکنم!

مدیر وبلاگ : آشنا
نوا

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود!
چشم من و امر ولی.....جان من و سید علی...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 18 فروردین 1391 :: نویسنده : آشنا
هو السلام...

وارد که میشوی اصلا حال و هوای دیگری داری...
احساس میکنی دنیا دنیای دیگری است و تو آدم دیگری شده ای...
دیگر خیلی چیزها به چشمت نمیاید... خیلی ها را نمیبینی...خیلی ها را نمیشنوی...خیلی ها را نمیخواهی ...
گویا به کوهی تکیه داده ای... محکم و استوار...پشتوانه ای داری به اندازه کل جهان...که اگر همه عالم بلرزد تکیه گاه تو نخواهد لرزید...
دست نوازش پدر را روی سرت حس میکنی...
احساس میکنی صاحب داری...
دارند زیر و رویت میکنند...به مانند زمینی که شخم میزنند تا بذری در آن بکارند...و او بهترین باغبانان عالم است...اگر کسی باشد که بتواند بیابان وجود تو را آباد کند بی شک هموست...
همه اینها که گفته ام به کنار...
اگر برای کارگری آمده باشی که دیگر هیچ...
همه جا حواسش به توست...
هر صدمه ای که میبینی را یادداشت میکند و مینویسد او بخاطر من صدمه دید... او حین کار در خانه من صدمه دید...
و مطمئن باش هیچ چیز از دید و قلمش جا نمیماند و هیچ چیز را بی پاسخ نخواهد گذاشت...
خلاصه کنم دیگر خودت نیستی .... اینجا شخص دیگری میشوی....
اینجا هوای دیگری را تنفس میکنی...
...
و با تمام وجودت میابی که:


هر کس به درون سینه قبله گاهی دارد
هر قبله برای خود خدایی دارد
اما ز درون سینه میگفت خدا
ایوان نجف عجب صفایی دارد.




باز هم خواهم نوشت اگر خدا بخواهد و توانش را عنایت کند.

پا نوشت : میروم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم...




نوع مطلب : مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 فروردین 1391 11:15 ب.ظ
سلام
رفتی مهمانی پدر امت سوغات چه آوردی.....
راستش رو بگو..... عیدی چی گرفتی؟!
خوش به حال شما ......
آشنا هو السلام...
خوش به حال آنها که در حریم امامشان مقیمند....
شنبه 26 فروردین 1391 10:41 ب.ظ
سلام

خوش بحال شما...
آشنا هو السلام....
از کدوم جهت...
دوشنبه 21 فروردین 1391 08:06 ب.ظ
زیارت قبول...
آشنا هو السلام....

سلامت باشین ان شالله قسمت شما هم بشود...
شنبه 19 فروردین 1391 08:29 ب.ظ
زیارت قبول...
آشنا هو السلام...
سلامت باشین
جمعه 18 فروردین 1391 07:10 ب.ظ
بسم الله..

هرچه کردم که برایت چیزکی بنویسم نشد...
آخر اینجا تقدس دارد و حرف بی وضو درونش مکروه است...
آشنا هو السلام...
...
خوش آمدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر