تبلیغات
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود! - گیرم قرار بود که ما هم کسی شویم....(۸)
 
درباره وبلاگ


کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش....
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...
تا نگردی "آشنا" زین پرده رازی نشنوی...
گوش نامحرم نباشد...

آنان که بحر را به نظر در سبو کنند
آیا شود سبوی مرا زیر و رو کنند
فریاد انت ربی الاعلی کنم بلند
در حشر اگر مرا به علی روبرو کنند

باید فحش بزارم برا اونایی که میان میخونن و نظر نمیدن...ولی این کار رو نمیکنم!

مدیر وبلاگ : آشنا
نوا

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود!
چشم من و امر ولی.....جان من و سید علی...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 17 فروردین 1392 :: نویسنده : آشنا
هو السلام....


همین!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 مهر 1396 09:11 ب.ظ
Highly descriptive post, I loved that bit. Will there be a part 2?
سه شنبه 28 شهریور 1396 05:27 ق.ظ
You ought to take part in a contest for one of the best sites online.

I am going to highly recommend this site!
جمعه 6 مرداد 1396 05:27 ب.ظ
Great blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?

A theme like yours with a few simple tweeks would really make my blog shine.
Please let me know where you got your design. Bless you
شنبه 27 خرداد 1396 08:09 ق.ظ
Hello, yup this piece of writing is in fact good and I have learned lot
of things from it concerning blogging. thanks.
جمعه 12 خرداد 1396 12:25 ب.ظ
Wow, marvelous blog layout! How long have you been blogging for?
you make blogging look easy. The overall look of your website is fantastic, as well as the content!
دوشنبه 1 خرداد 1396 10:21 ب.ظ
Hello i am kavin, its my first occasion to commenting anyplace, when i read
this post i thought i could also make comment due to this brilliant
post.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 10:09 ب.ظ
When I originally left a comment I appear to have clicked the -Notify me when new comments are added- checkbox and from now on each time a comment is added I get
4 emails with the exact same comment. Perhaps there is an easy
method you can remove me from that service? Kudos!
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 06:22 ب.ظ
There's definately a great deal to learn about this topic.

I really like all of the points you have made.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 04:12 ب.ظ
Great beat ! I would like to apprentice at the same time as you amend your website, how could i subscribe for a weblog site?

The account helped me a acceptable deal. I had been a little bit acquainted of this your broadcast provided shiny
clear concept
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 11:00 ق.ظ
Having read this I believed it was very enlightening.
I appreciate you finding the time and effort to put this content
together. I once again find myself spending way too much time both
reading and posting comments. But so what,
it was still worth it!
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:53 ق.ظ
It's difficult to find educated people about this topic,
however, you sound like you know what you're talking about!
Thanks
سه شنبه 29 فروردین 1396 11:56 ق.ظ
Hi! I understand this is kind of off-topic however I had to
ask. Does operating a well-established blog like yours require a
lot of work? I am completely new to blogging but I do write in my diary on a daily basis.
I'd like to start a blog so I will be able to share my experience and
views online. Please let me know if you have any recommendations
or tips for brand new aspiring blog owners. Thankyou!
دوشنبه 28 فروردین 1396 06:16 ق.ظ
I'm not sure why but this website is loading extremely slow for me.
Is anyone else having this problem or is it a issue on my end?
I'll check back later and see if the problem still exists.
سه شنبه 27 فروردین 1392 10:02 ب.ظ
هوالغریب
بحث را دیدم، گفتم اگر اینقدر مهم است، عکس را بدهید حقیر فوتوشاپش کنم "الله"ش درست وار به نظرشان برسد.
با اجازه من هم یک گیری بدهم؟
چرا یک بار "ن.احمدی" یک بار "نرگس احمدی" یک بار "احمدی" ؟؟ نکند شما هم همیشه از این مسیر به حرم می روید؟؟!!

کبود شعله ور آبی
سپید طلعت مهتابی
به خون نشستن تو امروز
به گل نشستن تو فردا
بگیر آب و وضویی کن
به چشمه سار فدک امشب
نماز عشق بخوان فردا
به سمت قبله عاشورا
. . .
آشنا هو السلام....

سلام علیکم بر برادر غریبه ی آشنا!!! چند تا ایهام داشت!!!
اذیت نکنید مردم رو خدا رو خوش نمیاد.
راستی یادم رفت بگویم این دیوار ها همان دیوار ها هستند.

نه مثل ساره ای و مریم
نه مثل آسیه و حوا
فقط شبیه خودت هستی
فقط شبیه خودت زهرا
پنجشنبه 22 فروردین 1392 10:45 ب.ظ
بله شما از حرفتان برنگردید چون با آقای ارمیا بودم.
راستی اینکه به آقا ارمی گفتید کاش آرامتر لطف می کرد من به شخصه بدیشان حق می دهم,آدمی از جاهایی آنچنانی به جاهای این چنانی که برمی گردد تا مدتی حالش خوش نیست در دنیا(در واقع عین حال خوش بودن است در آن دنیا)کمی که بگذرد باز در و دیوار شهر متاسفانه متاسفانه دیگر دلت را نمی گیرند.
چهارشنبه 21 فروردین 1392 06:44 ب.ظ
بله متوجه این مطلب بودم ولی چه ربطی به حرف من داشت؟
من می گم می شد از 180 درجه ی مقابلش عکسو گرفت که "الله" بالای گنبد "الله" باشد نه "هلل ا"
بنده وبلاگ ندارم ولی وبلاگهایی که ارزش خواندن داشته باشند زیاد می خوانم(مثل وبلاگ خودتان از آبان پارسال) ولی شاید به شمار انگشتان دستم نباشد وبلاگهایی که درشان نظر داده ام.در این وبلاگ نیز دقیقا به این علت نظر دادم که اولا کسی نبود به جز مدیر وبلاگ که سریعا جواب پس دهد ثانیا چون برادر آشنا فرموده بودند:باید فحش بزارم برا اونایی که میان میخونن و نظر نمیدن...ولی این کار رو نمیکنم!
البته به گمانم تا به حال باید حرفشان را پس گرفته باشند :)
آشنا هو السلام...

البته کماکان حرف را پس نخواهم گرفت....
و باز البته از لطف شما سپاسگذار...
و باز از تعلل در پاسخ عذز خواه...
چهارشنبه 21 فروردین 1392 04:06 ق.ظ
بسم الله...
اول. سلام
السلام علی اخا رسول الله،

دوم. راستش اینجا سکوت برایم رضایت بخش تر است ، چرا که کمک می کند تا بیشتر حواسم به شیرینی خاطرات سفر باشد...

سوم. اما این بزرگوار سرکار اقا یا خانم احمدی را نتوانستم بدون پاسخ بگذارم!!!!
فکر کنم شما از اون دسته آدم هایی بودید که از بچه گی وقتی کتابی به دستتون می رسید فقط عکس هاش رو نگاه می کردی ،
مومن! یه نگاهی به متون این پست ها بیندازی متوجه می شوی که این عکس از صحن متبرک حضرت زهرا سلام الله علیها گرفته شده ... از اتفاق دقیقا همون جایی بوده که برادرانتان مشغول کار بودند ...
چهارم . نسیمی جان فزا می آید،
آشنا هو و علیک السلام...

اولش عرض شد
دومش لطفتان است
سومش باز لطفتان است اما کاش آرامتر این لطف را میکردید...!
چهارمش اگر آن نسیم را میگویی که حقا جان فزاست اما اگر این نسیم را میگویی جان خودش هم دارد در میرود....
سه شنبه 20 فروردین 1392 05:22 ب.ظ
بازم برعکسه.احتمالا مسیرتون فقط از این طرف بوده.همه چیو ول کردم به چه چیزایی چسبیدما هی
آشنا هو السلام....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر