تبلیغات
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود! - مطالب تیر 1392
 
درباره وبلاگ


کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش....
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...
تا نگردی "آشنا" زین پرده رازی نشنوی...
گوش نامحرم نباشد...

آنان که بحر را به نظر در سبو کنند
آیا شود سبوی مرا زیر و رو کنند
فریاد انت ربی الاعلی کنم بلند
در حشر اگر مرا به علی روبرو کنند

باید فحش بزارم برا اونایی که میان میخونن و نظر نمیدن...ولی این کار رو نمیکنم!

مدیر وبلاگ : آشنا
نوا

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود!
چشم من و امر ولی.....جان من و سید علی...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 4 تیر 1392 :: نویسنده : آشنا
هو السلام....

هزار و اندی سال است که او در غیبت است....

- حالا نمیدانم ما در غیبتیم یا او در غیبت است گیرم این نیست-

او منتظر است و ما منتظر (هر کدام را هر جور خواستی بخوان)

من دوست ندارم جشن بگیرم سالگرد آغاز غیبتش را...
من تا او را نبینم تا او ظهور نکند تا این غیبت تمام نشود دوست ندارم جشن بگیرم....
اصلا عزادارم...
نه خدای ناکرده به خاطر ولادت امامم و سالگرد ولادتشان...
به خاطر اینکه یک سال دیگر به عمر او افزوده شد و او هنوز در غیبت است...
هنوز آنقدر مهیا نشده ایم که او ظهور کند...
هنوز آنقدر آدم تربیت نکردیم و تربیت نشدیم که ظهور کند...
هنوز آنقدر طالب حضورش نیستیم که ظهور کند...
هنوز آنقدر تشنه نشدیم که تشنه شناس عالم تائید کند تشنگیمان را...
من یک نفر را میشناسم که طالب آب بود برای فرزندش برای فرزند امام زمانش...
رفتاری از خودش نشان داد که خداوند آنقدر این رفتار را پسندید که امر کرد آهای آدمهایی که به خانه من میآیید آهای آدم هایی که به حجد میآیید از رفتار این خانم بزرگوار پیروی کنید...
- اینجاست که میگویم حج تمرین رفتار در قبال امام است -
آن کاری که او کرد شما هم همه باید انجام بدهید...
بله او کسی نیست جز هاجر سلام الله علیها
او وقتی احساس کرد که بایستی به آب برسد، به آب احتیاج دارد شروع کرد بین این کوه و آن کوه دویدن...
و جالب است خداوند به بهانه سعیش آب را به او داد و نه از طریق سعیش ...!؟


حال مگر نه اینست که امام من و تو به مانند آبیست که روزی با نبودش مواجه شدیم...
مگر نه اینست که ما بدون آب بایستی بمیریم...

خب پس چرا هنوز زنده ایم؟ چگونه میتوانیم به زندگی ادامه دهیم؟


دوست ندارم جشن بگیرم چون هنوز آنقدر احساس تشنگی نکرده ام که در طلب امام دوان باشم...

همین!

پ.ن :‌ این پست را باید با عنوان دسته بندی شده اش خواند!
پ.ن :‌ ان شالله که از این ماه پر برکت نهایت استفاده را ببریم..
پ.ن :‌ عیدتون هم مبارک.




نوع مطلب : اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :