تبلیغات
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود! - مطالب خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود...
 
درباره وبلاگ


کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش....
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...
تا نگردی "آشنا" زین پرده رازی نشنوی...
گوش نامحرم نباشد...

آنان که بحر را به نظر در سبو کنند
آیا شود سبوی مرا زیر و رو کنند
فریاد انت ربی الاعلی کنم بلند
در حشر اگر مرا به علی روبرو کنند

باید فحش بزارم برا اونایی که میان میخونن و نظر نمیدن...ولی این کار رو نمیکنم!

مدیر وبلاگ : آشنا
نوا

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود!
چشم من و امر ولی.....جان من و سید علی...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 12 دی 1391 :: نویسنده : آشنا
هو السلام...

اعوذ بالله من نفسی!( اعدا عدوک!)

زمانه سختی است. اصلا خیلی زمانه سختی است. جنگ است برادر من جنگ!
خب به ما چه!

واقعا خب به ما چه!؟ اصلا ما را چه کار به اینکه چه میشود دنیا را. ما بیشتر ترجیح میدهیم گوشه ای آفتابی بیابیم و از قیلوله ظهرمان لذت ببریم و شب هم جای گرمی و از خواب شبمان.
کلا داریم از خوابیدنمان لذت میبریم.

خوابی؟ اشکالی ندارد.! اما یادت باشد الآن که در شب دنیایی میتوانی بخوابی ها! اگر سحر برسد دیگر نمیتوانی بخوابی! نه اینکه نتوانی ها زیر دست و پا له میشوی. زیر لگدمال دشمن له میشوی.
از من میشنوی وقت خوابمان گذشته است. دیگر وقت بیداری است. عالم در حال بیدار شدن است. سحر نزدیک است. و اولین موجوداتی که بیدار میشوند ....!

اسلام!
دین ما یعنی رفتاری که ما در قبال نظام خلقت خداوند انجا میدهیم و خب نامش را اسلام گذاشته ایم(ان شالله).
اگر هنوز به این نتیجه نرسیده ایم که خداوند برای خلقتش، برای خلیفه اش، برای عالمی که ساخته برنامه دارد که خب تکلیف مشخص است و باید رجوع کنیم به بند بالا! یعنی هنوز خوابیم.
اما اگر به این نتیجه رسیده ایم که خداوند برای خلقتش و خلقت خلیفه اش در زمین برنامه دارد... پس بسم الله .
باید برنامه خدا را پیدا کنیم و خودمان را با آن هماهنگ کنیم.

من نام این را میگذارم بیداری اسلامی!

حال اگر این برنامه را دیدی میفهمی که :

"البته دشمنان از كلمه‌ى «بیدارى اسلامى» میترسند؛ سعى میكنند عنوان «بیدارى اسلامى» براى این حركت عظیم به كار نرود. چرا؟ چون وقتى اسلام در هیئت حقیقى خود، در قواره‌ى واقعى خود بروز و ظهور پیدا میكند، تن اینها میلرزد."

بعد متوجه میشوی که این برنامه چقدر جالب است. میفهمی که خدا حق طلبان را به حال خود رها نکرده است. میفهمی که خدا خلیفه اش را، برنامه اش را معطل امثال من نمیکند. میفهمی که خدا ظهور قائمش را منتظر امثال من نمیگذارد. میفهمی که خدا ولی اش را نصرت میکند.
میفهمی که :
"از اسلام عمل، اسلام اقدام، اسلام توده‌ى مردم، اسلام توكل به خدا، اسلام حسن ظن به وعد الهى كه فرمود: «و لینصرنّ الله من ینصره»،(1) میترسند. وقتى اسم این اسلام مى‌آید، نشانى از این اسلام پیدا میشود، مستكبرین عالم به خودشان میلرزند - «كأنّهم حمر مستنفرة. فرّت من قسورة»"



 پ.ن: میدانستم دعا اثر دارد...
پ.ن : دلم برای خودم تنگ شده است.
پ.ن : نقل قول ها بیانات حضرت آقا هست در دیدار با شرکت کنندگان همایش بیداری اسلامی.
پ.ن : سخت به دعا محتاجم.





نوع مطلب : اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود...، مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها : بیداری اسلامی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 14 اسفند 1390 :: نویسنده : آشنا
هو السلام....

باز هم آمدم....
باز هم آمدی....
باز هم آمد...
..
...
و باز هم آمدیم....

اصلا هر بار که لب تر کنی همه میآئیم...
هر کجا که بگویی هر گونه که بگویی هر وقت که بگویی میائیم...
اصلا بگزار اینگونه بگویم....
هر جا که بخواهی و هر وقت که بخواهی میائیم...
پیروز این حماسه شمائید آقا جان....
مانند همیشه همه به خاطر شما آمدند... و باز هم به خاطر شما میایند...
آبروی ما شمائید...
همه چیز ما شمائید...
مبارک باد بر شما....
و باز این شعار را از سکوت جمعیت حاضر شنیدم و همه جهان شنیدند که این ملت با حضورشان فریاد میزدند:




«رهبر اگر فرمان دهد جان را فدایش میکنیم»






پا نوشت: پوزش بابات این مدتی که نبودم....از آنها که آمدند و همین مطالب تکراری را دیدند.





نوع مطلب : مائیم و نوای بینوایی....، خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 بهمن 1390 :: نویسنده : آشنا
هو السلام....
 
میگفت میدانی ماهی در آب چه میگوید...
گفتم نه از کجا باید بدانم.
گفت میگوید «آب»
او همواره در آب است و گویی هیچگاه آب را نمیفهمد...

مثال ما آدم های قدر ناشناس مانند ماهی هایی است که تا در آب هستیم قدر آب را نمیدانیم...
فقط کافی است....بگذریم!

امروز ظهر اخبار صحنه هایی از دیدار مدعوین همایش بیداری اسلامی با رهبر فرزانه و عزیز انقلاب را نشان میداد...
و این جوان حرفهایی زد که اشک در چشمانمان جمع شد..






وقتی میبینم که عده ای آرزوی دیدار، سلامتی، طول عمر و شنیدن سخنان گوهری را دارند که ما در محضر او تنفس میکنیم از خودم بدمم میاید...که چقدر....
جا دارد که بگویم وای بر من...



خدا یا او را برای ما حفظ کن و ما را در سایه رهبری و ولایتش به اماممان، صاحبمان و همه چیزمان برسان...
روحی فداک یا مولای...




و السلام.

بعدا نوشت:
این هفته نماز جمعه به امامت رهبر معظم انقلاب اقامه میشود....و ما نشان خواهیم داد که آنقدرها هم کافر نعمات خدا نیستیم....!
بعدا یه اس ام اس اومد قشنگ بود اومد نوشت!!!!:
بکش روی سرم تا زنده گردم..
همان دستی که ناقص خوانده ای را
به رو مردم ایران نیاور
عزیزم اینکه "تنها مانده ای" را
ببین با بغض سردت روز جمعه
دلی کز عاشقان سوزانده ای را...




نوع مطلب : خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود...، مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 30 دی 1390 :: نویسنده : آشنا
هو السلام...
وقتی مطلب رو دیدم اشک تو چشمام جمع شد...گفتم شما هم ببینید.

به نقل از وبلاگ زندگی کاروانی


آری


بابایت آمده


حق داری از کنار او جایی نروی


وقتی پدر را دیدی و در آغوشش رفتی و پایین نیامدی


بابای خود را خوب شناختی که کیست...


می دانی؟


بقیه فرزندان شهید به تو حسودی می کنند


چون رهبر فقط تو را بغل کرد و چند قدم راه برد


آخر علی هم مثل علی یتیم نواز است...


 



 




 


 کاش می دانستم با "بابا" از چه سخن می گویی...


تو هم بازی داری


"یزدان"


او هم پدرش مظلومانه پرپر شد


وقتی گلوی فرد انتحاری را بغل کرد و به دور از جمعیت برد...



پدرت نگاهت می کرد


و خدا را شکر می کرد که با مولا هستی...


.


.


.


.


.


.


.


.


اما تو


خواهر عزیز ...


تو خود گویای هزاران حرفی ...


راستش نمی توانم برایت بنویسم


می ترسم سرغ بابایت را گرفته باشی....


اما مطئنم نخواهی گفت کی گفته من بی کس و کارم ...


بابای من .... قشنگترین بابای دنیاست ....



.


.


.



اما این بار پدر بوسید.... دختری را که موهایش شانه داشت....





نوع مطلب : خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 آذر 1390 :: نویسنده : آشنا
هو السلام....

و شاید بهتر باشد اینبار بگویم...نه نمیگویم!

بعد از مدتها سری به سایت مزخرف فیسبوک زدم...که ای کاش نمیزدم!
یکی از دوستان سابق ما مطلبی نوشته بود که...هم دل آزرده شدم و هم حس غرور وجودم را پر کرد.

اینکه چه نوشته بودند بماند....اما بعد از خواندنش احساس کردم انگار خدا غربت و مظلومیت را در حواله بعضی ها تراشیده. انگار این صفات با وجودشان همراه است. اگر دستشان را تا آرنج در عسل کنند و در دهان ملت بگذارند....ای بابا!

نمونه بارزش در عصر حاضر...بعد از مولامون امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و بلاتشبیه به ایشون....رهبر معظم انقلاب هستن.

اما چرا احساس غرور... به قول اون آقاهه "از اینکه عاشق تو ام حس غرور میکنم" بله واقعا یه لحظه احساس کردم ما ولی داریم ما یه نفر رو داریم که تو سخت ترین شرایط راهنمامون هست و بهترین راهنمامون هست.و دستمون بهش میرسه. میبینیمش و دوستش داریم. حاضریم جان در راهش هزینه کنیم. و خب همه اینها به آدم حس غرور میده. حس یله بودن و رها بودن رو دور میکنه، حس صاحب داشتن به آدم میده. و این خیلی خوبه. که ما میدونیم امامون ما رو رها نکرده و یک نفر هست که ما رو از جانب ایشون به نیابت از ایشون ولایت میکنه.....

همین.
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین، و عجل الله فی فرج مولانا المهدی و احفظ لنا قائدنا الخامنه ای.








نوع مطلب : خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود...، اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها : امام خامنه ای، رهبر، ولی، ولایت، غرور، امام عصر،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2