تبلیغات
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود! - مطالب بصـــیرت
 
درباره وبلاگ


کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش....
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...
تا نگردی "آشنا" زین پرده رازی نشنوی...
گوش نامحرم نباشد...

آنان که بحر را به نظر در سبو کنند
آیا شود سبوی مرا زیر و رو کنند
فریاد انت ربی الاعلی کنم بلند
در حشر اگر مرا به علی روبرو کنند

باید فحش بزارم برا اونایی که میان میخونن و نظر نمیدن...ولی این کار رو نمیکنم!

مدیر وبلاگ : آشنا
نوا

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود!
چشم من و امر ولی.....جان من و سید علی...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 26 خرداد 1392 :: نویسنده : آشنا
هو السلام....

مغازه میوه فروشی سر کوچه نیست. در هم است. وقتی قبولش کردی که کردی باید پای همه چیزش بایستی. آهای با توام.تو ای که از دیشب غم گرفته ای که ای وای چنین شد و چنان شد....

قبول دارم الان که دارم اینها را مینویسم عده ای در خیابان دارند با هم چه کارها که نمیکنند و حتما من هم این را دوست ندارم.
اما به هر حال هر چه باشد و هر که باشد الان دیگر رئیس جمهور آینده من و توست.
یادت باشه وقتی که آقا حکمش رو تنفیذ بکنند اونموقع اگه بیای براش بزنی و بخوای بهش توهین کنی و از این کارا بکنی اشتباه بزرگی کردی(خیلی خودم رو کنترل کردم لفظش رو نگم) دیگه اون موقع باید پاش وایسی و ازش حمایت هم بکنی
این کاری رو که با احمدی نژاد کردیم و هیچی نگفت-هشت سال فقط عیب های دولت رو دیدیم و عیب تراشیدیم و اون ها رو به رخ دولت کشیدیم- بالا غیرتا بیا و این چهارسال انجام ندیم.
منم دل خوشی ازش ندارم اما رای هموطنامونه.
بیا نشون بدیم ما بچه مسلمونا ما بچه حزب اللهی ها با اونا فرق داریم....
بیا به شورای نگهبان توهین نکنیم. از کجا میدونی اونها برای تائید صلاحیت ها با کیا مشورت کردن و با کیا مشورت نکردن.
چهار سال پیش سبزا به شورای نگهبان فحش میدادن. الان من و تو اگه فحش بدیم خیلی بده.
جای خجالت داره کسی رو که رهبرت اینهمه روش حساب کرده و این همه قبولش داره و در موردش میگه من اگه به آقای جنتی اعتماد نکنم دیگه به کی اعتماد کنم (قریب به مضمون) اینطوری مورد هجوم و توهین قرار بدیم.

مگه رهبرت نگفت خدا خودش قلبها رو به سمت یک نفر هدایت میکنه. بیا ببین خدا چه برنامه ای داره که قلبها رو به سمت ایشون هدایت کرده. بیا ببین من و تو چیکار کردیم که خدا قلبها رو به سمت ایشون هدایت کرده.

بیا بشین دو دقیقه فکر کن که شاید خدا میخواد برای این کشور و آدمهای توش یه کلاس بزاره. وسیله این کلاس هم این آقاست.

بیا از این اتفاق درس بگیریم.

ببین رفیق، یه توصه برادرانه دارم، وقتی یه کاری رو کردی، وقتی یه چیزی رو خریدی، وقتی یه اتفاقی افتاد.....
نشین غصه بخور و بزن تو سرت که چرا اینجوری شد چرا این کار رو کردم چرا از این مغازه خرید نکردم و قص علی هذا...
بجای این لوس بازی ها بشین فکر کن از اتفاقی که افتاده عبرت بگیر.درس بگیر. بهش به چشم یه آیه نگاه کن

بیا و از اتفاقات تو زندگیت درس بگیر و بهشون به چشم آیه نگاه کن و از اونها برنامه امامت رو نتیجه بگیر.

همین.

پ.ن : تبریک به طرفداران نامزد منتخب.
پ.ن : امشب بعد از کلی مدت سرپا بودن موقع برگشت چیزهایی تو خیابون دیدم که اصلا دوست ندارم در موردش حرف بزنم.
پ.ن :‌ خدا هممون رو تربیت کنه و ارتفاع بده تا به درد اماممون بخوریم.
پ.ن :‌ بیا و به ماجرا های دنیا آیاتی نگاه کن.




نوع مطلب : اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، مائیم و نوای بینوایی....، بصـــیرت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 27 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : آشنا
هو السلام...


این روزها همه در و دیوار داد میزنند، هر روز همه در و دیوار داد میزنند. شاید این روزها بیشتر به چشم مان میاید شاید هم نیماید

ترجیح میدم به جای نوشتن نگاه کنم. نگاه کنم و یاد بگیرم. نگاه کنم و نتیجه بگیرم. نگاه کنم و امامم رو نتیجه بگیرم.

این همه اتفاق میافته تو این دنیا ما هم تمام احتمالات مورد نظر رو بررسی میکنم حتی اثر شاپرکی* رو اما یک بار شده بگیم آقا ممکنه این اتفاق رو امام عالم به منظور حاصی رقم زده باشن؟

حالا تو این آشفته بازار من ترجیح میدم بشینم و دنبال دست امامم بگردم.
بگردم ببینم کجاها میشه دست امام رو دید. کجا کار فقط از دست امام بر میاد. کجا ها ماجرا فقط به دست امام حل میشه و باید نشست و دعا کرد.

لذا ترجیح دادم یه پست قدیمی رو باز نشر بدم!

یاعلی


پ.ن : گاها آمار وبلاگ رو نگاه میکنم شرمنده میشم که بعضیا میان اینجا سر میزنن و فقط خاک میبینن. من رو به بزرگی تون ببخشید
پ.ن :‌پای این پست باز نشر شده در ادامه مطلب نوشته بودم:
«
یعنی واقعا هیچکس بعد از خوندن این وبلاگ نظری نداره بده....... عالیه!!!!!!!!!!!
»

پ.ن : ماه رجب ماه خیلی خوبیه. 
پ.ن :‌ دیشب لیله رقائب بود یاد این بیت افتادم که «خوشا آنکه غیر از ظهورت نگارا      شب قدر دیگر دعایی ندارد»      
پ.ن : دل تنگم.
پ.ن :‌همین!


(*) پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌های آشوب‌ناک به شرایط اولیه ایجاد می‌شود.
-- عامیانش میشه اینکه میگن اگه یه کفتر اونور کره زمین پر بزنه رو اینور کره زمین که هیچ رو چرخش کره زمین که هیچ رو تمام عالم تاثیر میزاره--


ادامه مطلب


نوع مطلب : اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، مائیم و نوای بینوایی....، بصـــیرت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 خرداد 1390 :: نویسنده : آشنا
هو السلام...

چند وقتی است میخواهم بیایم و بنویسم اما ..... حیف نمیشود...نه قلم یاری دارد نه فکر نه ذهن و نه حال و حوصله...

امشب اما حال دیگری است. نمیدانم چرا ولی حال دیگری است و البته که هر شب حال دیگری است!!!

دوباره شلوغ شده...شهر رو میگم..البته شلوغ کردن، حداقل فکر میکنن شلوغ کردن ولی نکته هاست در این شلوغی ها....

باز هم بحث شیرین مشایی است.... و عجیب حرفهایی زده این جناب اسفندیار خان

من نه او را میشناسم و نه دیده ام.....ولی یه چیزایی رو خوب میفهمم و میبینم و اونها هم ایناست که....

حضور ایشون چه خوب چه بد باعث یکسری اتفاقات جدید و مطرح شدن یکسری حرف های جدید شده و من فکر میکنیم این حرفها خوبه و اما اون کدوم حرفاست عرض میکنم ...

اولا اینکه آقا ما نمیدونم چرا ولی عادت داشتیم و تا حدی داریم تا یکی میاد یه حرف جدید میزنه اول محکومش میکنیم بعد چند تا مرحله دیگه هم روش اجرا میکنیم تا دیگه حرف جدید نزنه....
خب برادر من این چه کاریه....اگه حرفهای این آقای مشایی غلطه که من هم میگم یک سریش اشتباه راهش این نیست که محکومش کنیم یا مثلا اون آقای مداح بیاد اون حرفها رو بزنه یا من بگم این یارو جادوگره و مراد داره و مریده و این حرفها و (البته ببخشید...)اراجیف...
بابا میگین این آقا اشتباه میکنه خب بسم الله بفرمائین کجا اشتباه میکنه دلیل اشتباهش چیه و درست اون حرفها چیه؟ اینکه بیایم بگیم که آقا اینا انحراف است و ایشون با اجانب رابطه داره و نمیدونم چنین است و چنان دردی از جامعه و من جوون و امثال من دوا نمیکنه که هیچ باعث میشه یکسری خلاء فکری به ذهن و فکر من اضافه بشه..خب برادر من جواب بدین به حرفهاش این چه رفتاریه....

دوما اینکه... یه بحثی رو که این آقا داره مطرح میکنه و نظر شخصی من اینه که ایشون همچین بدم نمیگه اینه که:
ما عادت دارینم تا یکی حرف دین میزنه اول بگیم آقا ایشون سطح چند حوزست چقدر عربی بلده و خدای ناکرده اگر نبود حرفها رو نشنیده بگیم یاوه میگه و بیسواده و کافره و از این حرفها...
آخه بابا کی گفته هر کی توی دین نظر داره باید سواد حوزوی داشته باشه...اصلا شاید یارو مطالعه آزاد رو مباحث دینی داره...چرا قبل از اینکه بشنویم چی میگه و اونها رو بررسی کنیم اول حکم تکفیر صادر میکنیم...
در پرانتز بگم دوستان خرده نگیرند سوال شخصیه : اصلا کی گفته برای مطالعه دین باید این علومی رو که تو حوزه یاد میدن بلد بود...نمیگم بیخوده و اینا ها اتفاقا یه سریش خیلی هم خوبه ولی...........

خدا عاقبت همه ما رو ختم به خیر بفرماید ان شاالله....

آره اینجوریه و چند تا نکته دیگه که به واسطه حال و هوای امروز جامعه داره پررنگ میشه و به نظر من خوبه....

طبق معمول از اونجایی که من اگه تو این وبلاگ در مورد ظهور حرف نزنم میمیرم و همش هم حرفهای تکراری بلدم بزنم....:

بصـــــیرت....بصیرت....بصیرت!

و کای من آیة فی السماوات و الارض....
آیا به این آیات مینگریم....آیا خیزش کشور های اسلامی نمیتواند آیه ای برای نزدیکی ظهور باشد...
ما چقدر آماده ایم....باز هم...ظهور بســــیار نزدیک است....نزدیک تر از آنچه فکرش را بکنیم....صدای سم اسب به گوش میرسد ....
و وای بر من....که هنوز در پی بازی های کودکانه خویش در دنیای کوچکم اسیرم...

هو الباقی


پ.ن... آقا چرا تشریف میارین ما رو از فیض نظراتتون محروم میکنید....
پ.ن... باز هم این بیشتر سر نوشت است : خدایا رهبر ما را در کلام عزت و سربلندی و سلامتی حفظ و نصرت بفرما




نوع مطلب : اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، بصـــیرت، مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها : مشایی، ظهور، فتنه، انحرافی، جریان، جریان انحرافی، بصیرت، آیه،
لینک های مرتبط :


هو السلام...

آقا عجب چیزیه این آیه.....عجب چیزیه.....

وَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ(البقرة 39)
و کسانی که کافر شدند، و آیات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود.

آقا آیه اصلا یعنی چی؟
-خب معنی لغویش میشه نشانه
-نه معنی ای که تو قرآن مورد نظره؟
- خب تا اونجایی که میدونم یعنی نشانه های بزرگ و عظیم.
-خب نشانه چی؟
-......

واقعا آیه نشانه چیه؟ این نشانه بزرگ و عظیم چیه؟ چرا اینقدر برای خدا مهمه که میفرماید اونهایی که به این آیه ها کاذب بشن فاسقند!!!!؟

-من یه چیزی یاد گرفتم اونم اینه که خدا کلا به آینده خیلی اهمیت میده و آینده خیلی براش مهمه مثلا میگه آقا برین در زمین بگردی میگیم برا چی میگه برین ببینین عبرت بگیرین برای آیندتون.
- خب که چی؟
- خب که همین دیگه ببین این آیه هم از همین جنسه چون خدا خیلی بهش اهمیت میده. خیلی براش مهمه که انسان ها در قبالش چه جوری رفتار میکنن و خیلی موضع مهم و قیمتی ای هست.
-خب باز که چی؟
- خب من فکر میکنم این آیه یه نشانه از آینده است یه ماکت از آینده است یه چیزیه که ما با دیدنش باید برای آینده آماده بشیم و از اونجایی که در آینده اولین ماجرای قیمتی و مهم ظهوره امام زمان عج است ما با دیدن آیه ها باید برای ظهور آماده بشیم باید ظهور رو نتیجه بگیریم.
- ای بابا تو هم که تو این وبلاگ ترک دیوار رو هم به ظهور ربط میدی.
- خب واقعا چه اشکالی داره آدم برای ظهور آماده باشه آدم بدونه چه اتفاقی قراره بیافته و براش آماده باشه.

مصیبت اینجاست که این آیه ها بسیارند و ما از آنها غافل....:

وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ(یوسف 105)
و چه بسیار نشانه‏ای (از خدا) در آسمانها و زمین که آنها از کنارش می‏گذرند، و از آن رویگردانند!

خدایا کمکمون کن هدایتمون کن که آیاتت رو ببینیم و از اونها غافل نشیم و از اونها ظهور اماممون رو نتیجه بگیریم...

الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیامًا وَ قُعُودًا وَ عَلی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ(آل عمران 191)
همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده‏اند، یاد می‏کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می‏اندیشند؛ (و می‏گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‏ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!

و من به این میگویم بصــــــــــــــیرت

هو الباقی...




نوع مطلب : بصـــیرت، مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها : حرف دل، آیه، ظهور،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 12 اسفند 1389 :: نویسنده : آشنا
بگو: «به من خبر دهید اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی می‏تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!»   (الملک 30)

فرمود (ع) : اگر روزی بیدار شدید و دیدید امامتان در بینتان نیست..... چه میکنید.

چقدر زیبا.... امام.... آب جاری و گوارا......

ما منتظر نیستیم، منتظر همان تشنه است و تشنه سر از پای نمیشناسد برای آب، تشنه را کاری به حرف این آن نیست تشنه را کاری به های و هوی زمانه نیست، تشنه اگر آب نرسدش میمیرد و ما هنوز زنده ایم.

تشنه هاجر(س) بود، منتظر هاجر (س) بود.... در طلب آب میدوید از صفا به مروه و از مره به صفا .... و آیا تا به حال اندیشیده ای که چرادر حج سعی بین صفا و مروه را انجام میدهی... من میگویم شاید از این است که خدا فرموده ای انسان باید در طلب امامت، در طلب همه چیزت، در طلب حیاتت بدوی بین صفا و مروه زندگی...

و ماه هنوز سالم و سلامت نشسته ایم ....چند صد سال است که اماممان را ندیده ایم و هر سال برای او جشن میگیریم و هر هفته برای آمدنش ندبه میکنیم.... و چه زیبا گفت که : " قوم به حج رفته به حج رفته اند... بی تو در این بادیه کج رفته اند"

و ما هنوز نشسته ایم ..... و هنوز زنده ایم...

و من به این میگویم بصـــــــــــــیرت!



نوع مطلب : بصـــیرت، مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :