تبلیغات
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود! - مطالب ابر امام زمان
 
درباره وبلاگ


کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش....
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...
تا نگردی "آشنا" زین پرده رازی نشنوی...
گوش نامحرم نباشد...

آنان که بحر را به نظر در سبو کنند
آیا شود سبوی مرا زیر و رو کنند
فریاد انت ربی الاعلی کنم بلند
در حشر اگر مرا به علی روبرو کنند

باید فحش بزارم برا اونایی که میان میخونن و نظر نمیدن...ولی این کار رو نمیکنم!

مدیر وبلاگ : آشنا
نوا

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود!
چشم من و امر ولی.....جان من و سید علی...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 3 تیر 1390 :: نویسنده : آشنا
هو السلام....

عادت کرده ایم و چه بد عادت داده ایم خودمان را که فقط جمعه ها که میشود یاد مولایمان میکتیم....
و راست گفته اند ائمه ما در دوران خود غریبند...

خلاصه اش باز جمعه شد و دل ما یاد او کرد...
و چند خطی تقدیم به سرور و مولایمان....


دیده دوزم بر رهت کایی ز ره، دلدار من! 
مرهم زخم فراق این دل افگار من
مایه آسایش و آزادگی و سرخوشی
تا بیایی غم بود در دوری ات غمخوار من
دیده خون آلود دارم زشک های بی امان
کی میایی توتیای دیده خونبار من
عقل بیمار غم عشقت شده کو مرحمی
شب ز گریه کی بخوابد دیده بیدار من
اشتیاق روز وصلت جان به بی جانان دهد
وصل را تعجیل کن بهر دل غمبار من

اللهم عجل لولیک الفرج....

هو الباقی




نوع مطلب : اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، شعر، 
برچسب ها : انتظار، درد، دوری، جمعه، غروب جمعه، مولا، امام زمان،
لینک های مرتبط :


هو الســــلام...

سر شب از من پرسید:
-ذهنیتت از آینده چیه؟ (خودمونیش اینکه وقتی به آینده نگاه میکنی چی میبینی؟)

فکر کردم....فکر کردم....فکر کردم....واقعا ذهنیت من از آینده چیه؟ موضوع انشا: شما از آینده خود چه تصویری در ذهن دارید؟ یا مثلا اگر برنامه ریزی سال آینده کشور در اختیار شما بود چه برنامه ای برای کشور تنظیم میکردید؟

آقا ما بگیم!
- بگو پسرم!
- خب من میخوام سال دیگه خیلی آدم خوبی باشم. بیشتر به انجام واجبات و ترک محرمات مقید باشم. نسبت به انجام مستحبات بیشتر همت کنم. در راستای پیشرفت کشور و مملکتم فعالیت کنم.و...و...و........


یه قطعه مفهومی، عرفانی، ادبی نقل میکنن درست و غلطیش با خودشون ولی اینجا عجیب به دل مینشیند:
میگن وقتی یه عده برا نماز باران میروند....خدا به دعای کسی باران میفرستد که با خود چتر آورده است!!!!

وای بر من.....وای بر من...
همه چیز در امن و امان است و من دارم وبلاگم را آپ میکنم به قول دوستی...

و چه بسیارند آیاتی که در آسمان ها و زمین بر آنها میگذرند و آنها از آن آیات غافلند...

و چه بسیاریم آنهایی که از این آیات غافلیم...

ما که ادعایمان این است امامی داریم...که حجت زمین و آسمان است، ما که ادعایمان اینست که امامی داریم که ظهور میکند و در زمین بهشت برپا میکند(پ.ن.2) و .... چرا نباید در برنامه فردای زندگیمان برای او جایی بگزاریم؟!!
-خب اشکال نداره راست میگی حق با شماست....هر روز صبح هم با سلام به ایشون شروع میکنم تازه هر هفته هم.....
 
-نه! نه! نه! منظور من آنست چرا این حساب را نمیکنیم که امامان، حجت آسمان و زمین، صاحب عصر و زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء آنی دگر، نه اصلا فردا روزی ظهور میکنند؟
-خب این که بله ولی ما نمیتونیم زندگی نکنیم چون ممکنه امام فردا ظهور کنن....خب اگه ظهور نکردن چی؟اگه تا یک ماه، یک سال، ده سال.... دیگه ظهور نکردن چی؟ یعنی ما زندگی رو تعطیل کنیم؟ خب اینکه نمیشود

وای بر من...وای بر من...وای بر من.....حجت خدا چندین سال است که از انظار ما غایب است ما او را نمیبینیم و به معنایی در بین ما نیست و ما زنده ایم...یاللعجب...ما زنده ایم؟؟!!! این عجب داره این نمیشود او در بین ما نیست و ما زنده ایم؟؟!!!؟ ما تشنه گیمان را داریم با کوکا کولا رفع میکنیم در حالی که خداوند آب گوارایی به نام امام را در میان ما قرار داده و ما برای بودن در محضر او، درک محضر او و .... هیچ برنامه ای نداریم....الا دعای ندبه صبح های جمعه که به قول آن دوستم حتی اگر امام هم بیاید ظهور کند و بیاید باز مراسم دعای این هفته ما برقرار است!!! من اینقدر به خدایم ایمان ندرام که هنگام دعای باران چتر همراه ببرم!!!! اینقدر ایمان ندارم که هنگام دعای فرج اسب همراهی امامم را، اسب در رکاب امام بودنم را زین کنم! حال با چون منی از خدا چه انتظار است؟؟

رفقای عزیز.....همسفران....همسنگران ظهور نزدیک است....باور کنید ظهور نزدیک است....باز هم نه به خاطر آن مستند(که من در عجبم چرا ما را این همه برآشفت در حالی که ما خود باید در باب نزدیکی ظهور فیلمها و مستندها میساخته کتابها مینوشتیم) بلکه به خاطر احوال چند وقته دلهامان....به خاطر احوال چند وقته .....
به قول شاعر که خدا روحش را شاد کند میگفت: "دوباره پلک دلم میپرد نشانه چیست / شنیده ام که میاید کسی به مهمانی"
آری اگر بنگریم همه مان پلک های دلمان میپرد و این چند صباح بیشتر میپرد....
بیاییم از آنها نباشیم که از آیات رو گردانند....آیا ماجراهای اخیر آیه نیستند..بحرین، یمن، مصر، لیبی و ...

هو الباقی

پ.ن 1 - باز بحث ترک دیوار بود و ربطش به ....
پ.ن 2 - رجوع به چند پست قبلی همین جا....
پ.ن 3 -اگر حسش رو داشتین دیدتون رو از آینده بنویسید علاقه مندم بدانم....فقط با صداقت ...و از ته دل
پ.ن 4 - دوستان خورده نگیرند، حرف دل میزنم چند وقتی است حرف های دلم تند و تلخ مزه شده اند...
پ.ن 5 - این یکی بیشتر سر نوشت است : " خدای رهبر ما را در کمال عزت و سلامتی حفظ کن"




نوع مطلب : اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها : حرف دل، ظهور، ظهور نزدیک است، امام زمان، اللهم عجل لولیک الفرج، آینده، بحرین، یمن، مصر، لیبی، درد، دوری، غربت، فاصله،
لینک های مرتبط :