تبلیغات
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود! - مطالب ابر درد
 
درباره وبلاگ


کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش....
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...
تا نگردی "آشنا" زین پرده رازی نشنوی...
گوش نامحرم نباشد...

آنان که بحر را به نظر در سبو کنند
آیا شود سبوی مرا زیر و رو کنند
فریاد انت ربی الاعلی کنم بلند
در حشر اگر مرا به علی روبرو کنند

باید فحش بزارم برا اونایی که میان میخونن و نظر نمیدن...ولی این کار رو نمیکنم!

مدیر وبلاگ : آشنا
نوا

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود!
چشم من و امر ولی.....جان من و سید علی...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 29 آذر 1390 :: نویسنده : آشنا
هو السلام....

ساعت اندی مانده به نمیه شب...

چندی است دیگر اینجا نیست...دلم را میگویم.

به قول شاعر نمیدونم دلم دیوونه کیست...اسیر نرگس مستونه کیست...نمیدونم دل سرگشته مو کجا میگرده و تو خونه کیست....

البته میدونم...شاید هم نمیدونم! نمیدونم!

انتظار....انتظار...برای من واژه غریبی است. دیگر نمیخواهم فقط منتظر باشم. اگر او امام من است، اگر من به بودن او افتخار میکنم، اگر ظهور او را آرزو میدانم، اگر او را راه رهایی میدانم، و اگر او امام شیعیان است، و باز اگر او ولی ماست....پس باید در ظهور او برای ما افتخاری باشد...اگر او قراراست روزی خودش بیاید و همه چیز را درست کند....این دیگر چه افتخاری است...چه مایه مباهاتی است...نه! من نمیخواهم فقط منتظر باشم.

رفتار ما در عصر غیبت باید رفتار تشنه گان باشد! تشنه در آرزوی آب نمینشیند. تشنه در جای خود نمینشیند تا آب به نزد او بیاید....تشنه به دنبال آب میدود...و تشنه اگر آب به او نرسد میمیرد...تشنه بدون آب نمیتواند ادامه زندگی دهد...دیگر میخواهم تشنه باشم...چرا باید بدون آب زندگی کنیم...چرا میتوانیم بدون آب زندگی کنیم...و ما را چه شده که بدون آب زنده ایم....

از حرف های به ظاهر تلخ که بگذریم...او منتقم است...میاید که انتقام بگیرد...و این انتقام بر ما چه شیرین است....انتقام مادر س...انتقام حسین ص.....

و باید گقت...طلوع میکند آخر طلیعه موعود...مسیر قبله عوض میشود به سوی حسین ص.....

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین و عجل الله فی فرج مولانا و احفظ لنا قائدنا

پی نوشت:
ببخشید مرا اگر سخنانم گاها نیش دار میشود...که سعی میکنم نباشد اینگونه که آدمی نباید برادرانش را بیازارد...
اما چه کنم که حرف دل است و اینقدر اینها را نگفته ام دیگر دارد مریضم میکند....




نوع مطلب : مائیم و نوای بینوایی....، اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، 
برچسب ها : درد دل، درد، دوری، انتظار، درد دوری، آب، امام، ظهور، شیعه، مادر، حسین،
لینک های مرتبط :



هو السلام...

این الحسن ع ....این الحسین ص .... این ابنا الحسین ص....

...پس ما به دنیا آمده ایم برای چه! ....و باز دوباره جمعه ای دیگر....و جمعه ها روز ندبه است. روز زاری است...روز اشک است....که این ماه، ماه اشک و ماتم است...که اصلا زندگی ما بدون او، بدون صاحبمان، اندوه است و ماتم...

جمعه ها بوی مادر میدهد....بوی یاس...و این جمعه البته بوی آتش ... دود....در....
جمعه بوی تحسس میدهد... بوی یوسف ع
اما نه یوسف کنعان....که بوی یوسف زهرا (س)(عج) را....

میگفت....
ای خفته به هوش، مهدی خواهد آمد،
ای شیعه به جوش، ای شیعه به کوش مهدی خواهد آمد،
ای یار بپا! ای یار بیا! مهدی ز ره آمد!

مولا جان! ای ای همه هستی ما! ای بود و نبود ما! دعا کن برای ما!
مولا جان! رفتار ما را، منش ما را، زندگی ما را حسینی ص قرار ده، و مامن ما را کاروان حسینی ص
مولا جان! آمال ما را مهدویت، و همه چیز ما را مهدی عج قرار بده و فرهنگمان را فاطمی س

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین، و عجل الله تعالی فی فرج مولانا المهدی، و احفظ لنا قائدنا




نوع مطلب : مائیم و نوای بینوایی....، اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، 
برچسب ها : جمعه، مهدی، مادر، ندبه، محرم، اشک، دوری، درد، در،
لینک های مرتبط :


جمعه 3 تیر 1390 :: نویسنده : آشنا
هو السلام....

عادت کرده ایم و چه بد عادت داده ایم خودمان را که فقط جمعه ها که میشود یاد مولایمان میکتیم....
و راست گفته اند ائمه ما در دوران خود غریبند...

خلاصه اش باز جمعه شد و دل ما یاد او کرد...
و چند خطی تقدیم به سرور و مولایمان....


دیده دوزم بر رهت کایی ز ره، دلدار من! 
مرهم زخم فراق این دل افگار من
مایه آسایش و آزادگی و سرخوشی
تا بیایی غم بود در دوری ات غمخوار من
دیده خون آلود دارم زشک های بی امان
کی میایی توتیای دیده خونبار من
عقل بیمار غم عشقت شده کو مرحمی
شب ز گریه کی بخوابد دیده بیدار من
اشتیاق روز وصلت جان به بی جانان دهد
وصل را تعجیل کن بهر دل غمبار من

اللهم عجل لولیک الفرج....

هو الباقی




نوع مطلب : اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، شعر، 
برچسب ها : انتظار، درد، دوری، جمعه، غروب جمعه، مولا، امام زمان،
لینک های مرتبط :


هو الســــلام...

سر شب از من پرسید:
-ذهنیتت از آینده چیه؟ (خودمونیش اینکه وقتی به آینده نگاه میکنی چی میبینی؟)

فکر کردم....فکر کردم....فکر کردم....واقعا ذهنیت من از آینده چیه؟ موضوع انشا: شما از آینده خود چه تصویری در ذهن دارید؟ یا مثلا اگر برنامه ریزی سال آینده کشور در اختیار شما بود چه برنامه ای برای کشور تنظیم میکردید؟

آقا ما بگیم!
- بگو پسرم!
- خب من میخوام سال دیگه خیلی آدم خوبی باشم. بیشتر به انجام واجبات و ترک محرمات مقید باشم. نسبت به انجام مستحبات بیشتر همت کنم. در راستای پیشرفت کشور و مملکتم فعالیت کنم.و...و...و........


یه قطعه مفهومی، عرفانی، ادبی نقل میکنن درست و غلطیش با خودشون ولی اینجا عجیب به دل مینشیند:
میگن وقتی یه عده برا نماز باران میروند....خدا به دعای کسی باران میفرستد که با خود چتر آورده است!!!!

وای بر من.....وای بر من...
همه چیز در امن و امان است و من دارم وبلاگم را آپ میکنم به قول دوستی...

و چه بسیارند آیاتی که در آسمان ها و زمین بر آنها میگذرند و آنها از آن آیات غافلند...

و چه بسیاریم آنهایی که از این آیات غافلیم...

ما که ادعایمان این است امامی داریم...که حجت زمین و آسمان است، ما که ادعایمان اینست که امامی داریم که ظهور میکند و در زمین بهشت برپا میکند(پ.ن.2) و .... چرا نباید در برنامه فردای زندگیمان برای او جایی بگزاریم؟!!
-خب اشکال نداره راست میگی حق با شماست....هر روز صبح هم با سلام به ایشون شروع میکنم تازه هر هفته هم.....
 
-نه! نه! نه! منظور من آنست چرا این حساب را نمیکنیم که امامان، حجت آسمان و زمین، صاحب عصر و زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء آنی دگر، نه اصلا فردا روزی ظهور میکنند؟
-خب این که بله ولی ما نمیتونیم زندگی نکنیم چون ممکنه امام فردا ظهور کنن....خب اگه ظهور نکردن چی؟اگه تا یک ماه، یک سال، ده سال.... دیگه ظهور نکردن چی؟ یعنی ما زندگی رو تعطیل کنیم؟ خب اینکه نمیشود

وای بر من...وای بر من...وای بر من.....حجت خدا چندین سال است که از انظار ما غایب است ما او را نمیبینیم و به معنایی در بین ما نیست و ما زنده ایم...یاللعجب...ما زنده ایم؟؟!!! این عجب داره این نمیشود او در بین ما نیست و ما زنده ایم؟؟!!!؟ ما تشنه گیمان را داریم با کوکا کولا رفع میکنیم در حالی که خداوند آب گوارایی به نام امام را در میان ما قرار داده و ما برای بودن در محضر او، درک محضر او و .... هیچ برنامه ای نداریم....الا دعای ندبه صبح های جمعه که به قول آن دوستم حتی اگر امام هم بیاید ظهور کند و بیاید باز مراسم دعای این هفته ما برقرار است!!! من اینقدر به خدایم ایمان ندرام که هنگام دعای باران چتر همراه ببرم!!!! اینقدر ایمان ندارم که هنگام دعای فرج اسب همراهی امامم را، اسب در رکاب امام بودنم را زین کنم! حال با چون منی از خدا چه انتظار است؟؟

رفقای عزیز.....همسفران....همسنگران ظهور نزدیک است....باور کنید ظهور نزدیک است....باز هم نه به خاطر آن مستند(که من در عجبم چرا ما را این همه برآشفت در حالی که ما خود باید در باب نزدیکی ظهور فیلمها و مستندها میساخته کتابها مینوشتیم) بلکه به خاطر احوال چند وقته دلهامان....به خاطر احوال چند وقته .....
به قول شاعر که خدا روحش را شاد کند میگفت: "دوباره پلک دلم میپرد نشانه چیست / شنیده ام که میاید کسی به مهمانی"
آری اگر بنگریم همه مان پلک های دلمان میپرد و این چند صباح بیشتر میپرد....
بیاییم از آنها نباشیم که از آیات رو گردانند....آیا ماجراهای اخیر آیه نیستند..بحرین، یمن، مصر، لیبی و ...

هو الباقی

پ.ن 1 - باز بحث ترک دیوار بود و ربطش به ....
پ.ن 2 - رجوع به چند پست قبلی همین جا....
پ.ن 3 -اگر حسش رو داشتین دیدتون رو از آینده بنویسید علاقه مندم بدانم....فقط با صداقت ...و از ته دل
پ.ن 4 - دوستان خورده نگیرند، حرف دل میزنم چند وقتی است حرف های دلم تند و تلخ مزه شده اند...
پ.ن 5 - این یکی بیشتر سر نوشت است : " خدای رهبر ما را در کمال عزت و سلامتی حفظ کن"




نوع مطلب : اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها : حرف دل، ظهور، ظهور نزدیک است، امام زمان، اللهم عجل لولیک الفرج، آینده، بحرین، یمن، مصر، لیبی، درد، دوری، غربت، فاصله،
لینک های مرتبط :