تبلیغات
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود! - مطالب ابر سیب
 
درباره وبلاگ


کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش....
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...
تا نگردی "آشنا" زین پرده رازی نشنوی...
گوش نامحرم نباشد...

آنان که بحر را به نظر در سبو کنند
آیا شود سبوی مرا زیر و رو کنند
فریاد انت ربی الاعلی کنم بلند
در حشر اگر مرا به علی روبرو کنند

باید فحش بزارم برا اونایی که میان میخونن و نظر نمیدن...ولی این کار رو نمیکنم!

مدیر وبلاگ : آشنا
نوا

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود!
چشم من و امر ولی.....جان من و سید علی...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 28 آبان 1390 :: نویسنده : آشنا
هو السلام....

اینها که مینویسم درد دل است. و دلی بس آشفته دارم این چند روز. هوای دلم بارانی است.
با ارمیا مشهد بودیم. در حرم نشسته بودم کسی روضه میخواند.....باران آمد نه از چشمان ما فقط که از چشمان آسمان باران آمد....و چه باران زیبایی....اشکی که آسمان بر داغ حسین بریزد زیباست و دیدنی.

هفت روز مانده....بهتر بگویم فقط هفت روز مانده تا دوباره محرم شود....آماده ایم...؟؟؟!!!

آیا امسال همراهی ولی کاروان را برمیگزینیم یا چون هر ساله مان میمانیم و اسب و شمشیرمان را پیشکشش میکنیم.
به خدا حسین صلوات الله علیه اسب و زره و شمشیر من را نمیخواهد؛ او خود من را میخواهد. همراهی من در کاروانش را میخواهد نه به خاطر اینکه کسی هستم نه به خاطر توانایی هایم...بلکه به خاطر خودم. به خاطر دست گیری از من. چون او کشتی اوسع نجات است.
حسین صلوات الله علیه به دنبالمان فرستاده است! هر سال این کار را میکند....که نه هر روز این کار را میکند که او هر روز راهی کربلا است. چرا که گفته اند کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا!!!
و حال و هوای ما باز دگرگون است. هوای شهرمان بوی عطر میدهد....عطر یاس و سیب.هواشناسی دلمان بارانی اعلام کرده دو ماه آینده چشمانمان را....
تقارن عجیبی است....تقارن حج، غدیر و محرم. خدا حج را تمرینی برای رفتار در قبال مولایمان قرار داده تمرین رفتار در قبال امام. طواف خانه اش میکنیم تا یاد بگیریم دور امامان بگردیم. تا برای اماممان دعوت بفرستیم و او را میان صحرا رها کنیم.
میان صفا و مروه سعی میکنیم تا برای انجام خواست اماممان سر از پا نشناسیم و برای براوردن آن بدویم.تا هنگامی که اماممان تشنه است هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم تا قطره ای آب به او نرسد....
در غدیر با رسول خدا و علی بیعت کردیم تا مودت قربای رسول را به عنوان مزد رسالتش پاس بداریم تا علی و اولاد او را ولی و صاحب خود بدانیم و در کربلا آمدیم تا مودت قربا را به نمایش بگزاریم. تا بگوییم ای رسول خدا ببین مردم تا چه مقدار از رسالت شما خوشحالند. و .....
بگذارید دیگر ننویسم که روضه باز است مابقی.... دل خون شده در میان خون غوطه میخورد.
اما....بدانیم ما از آنانی نیستیم که بیعت را بشکنیم. ما با ولیمان با خونمان بیعت کرده ایم. ما جانمان را بر دعوتنامه هامان مهر کردیم. ما ناموسمان را تائید صدق دعوتمان قرار داده ایم. ما همه چیزمان را فدای صاحب و ولی خود خواهیم کرد.
و باز بدانید اگر ولیمان در غیبت به سر میبرد نائبی دارد از نسل حسین ص از نسل قیام و خروش. و ما با او مانند مولایمان بیعت کرده ایم. به قول دوستی اگر از سرهایمان پشته پشته کوه بسازند کاری خواهیم کرد تا اینبار در تاریخ بنویسند علی دیگر تنها نماند.
دعا کنید تا اینبار همراه حسین ص وارد کاروان او شویم. دعا کنید با او در کاروانش بمانیم. دعا کنید همراه شویم با این کاروان و در این کاروان به سمت ظهور فرزند فاطمه س حرکت کنیم.
و گمانم دیگر شما هم بوی یاس و سیب را میشنوید....

هو الباقی.




نوع مطلب : اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها : محرم، یاس، سیب، حسین، کاروان حسینی، غدیر، حج، فاطمه سلام الله علیها،
لینک های مرتبط :