درباره وبلاگ


کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش....
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک...
تا نگردی "آشنا" زین پرده رازی نشنوی...
گوش نامحرم نباشد...

آنان که بحر را به نظر در سبو کنند
آیا شود سبوی مرا زیر و رو کنند
فریاد انت ربی الاعلی کنم بلند
در حشر اگر مرا به علی روبرو کنند

باید فحش بزارم برا اونایی که میان میخونن و نظر نمیدن...ولی این کار رو نمیکنم!

مدیر وبلاگ : آشنا
نوا

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
... گاهی دلش برای خودش تنگ میشود!
چشم من و امر ولی.....جان من و سید علی...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آشنا
هو السلام...

نمیخوام روضه بخونم!
میخوام به ماجرای مادر یه جور دیگه نگاه کنم....
میخوام ازش درس بگیرم....

خب چی شد....
در زدند!
-من میروم علی جان!
(مادرم رفت پشت در اما!!)


مادر به پشت در رفت، چرا؟
او میخواست به ما درسی را بدهد....
یعنی او نمیدانست چه چیزی در پشت در است....
یعنی او نمیدانست چه خواهد شد...
یعنی او نمیدانست که اگر پشت در برود دیگر در دنیا نخواهد بود...
دیگر در دنیا دیده نمیشود....

چرا مادر همه چیز را میدانست...
او همه آنها را دیده بود...
اما او همه را به جان خرید...
او گفت اشکالی ندارد من نباشم علی جان.... تا تو باشی...

من نباشم...تا تو باشی...

خودش را فدای امام زمانش کرد...


حالا بیا به خودمون نگاه کنیم....
چقدر حاضریم نباشیم تا اماممان باشد....
چقدر حاضریم نباشیم تا فقط اماممان دیده شود....
چقدر حاضریم هیج کس ما و کارمان را نبیند و هر کس هر چه میبیند امام ما باشد....
و بگذار بگویم...
چقدر حاضریم فاطمی (س) رفتار کنیم....


پ.ن: به دعا احتیاج دارم...بیش از همیشه....
پ.ن: میروم تا انتقام سیلی زهرا س بگیرم....
پ.ن: مراسم بیت حضرت آقا شروع شده...




نوع مطلب : اینجا حرف دل مینویسند ... خرده نگیرید!، مائیم و نوای بینوایی....، 
برچسب ها : مادر، علی، من نباشم تا تو باشی،
لینک های مرتبط :




 
   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic